تبليغاتX
با من بیا..... - او بی تقصیر بود....
با من بیا.....

 

گناهي نداشت ، درد من سنگين بود .

شانه هايش طاقت نياوردند و قلبم شكست .

از آن پس مرا ناديده گرفت ،

رفت و مرا تنها گذاشت !

و من ...

آن تكه هاي خونين را هر روز نگاه مي كنم ،

و مي گويم :

"تقصير از من نبود ، باور كن ..."

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 13:7 توسط سمیرا| |